سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

230

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

جابر بن عبد اللّه بجلى دارد كه نام او را در بخش « بر آوردن نياز نيازمندان » آورديم و مىگويند نام وى همواره ضرب المثل بود ، و بعضى گفته‌اند كه اين هر دو شعر از اوست : و لو أنّى بليت بهاشمى * خئولته بنى عبد المدان صبرت على عداوته و لكن * تعالى فانظرى به من ابتلانى « 1 » ( 1 ) ابن عبّاس مطابق روايت عوفى از وى ، مىگويد : روزى از امير المؤمنين ( ع ) از تفسير سورهء فاتحه پرسيدند ، فرمود : اين سوره از گنجى در زير عرش نازل شده است و اگر براى من مسندى مىگذاشتند در فضيلت اين سوره به قدر بار شترى مطلب مىگفتم . فرمود : هيچ آيه‌اى در قرآن نيست مگر اين كه من مىدانم ؛ چه وقت و دربارهء چه چيز نازل شده و آنگاه اين اشعار را ايراد فرمود : و اذا لمشكاة تصدّين لى * كشفت حقايقها بالنّظر و ان برقت فى خلال الصّواب * عمياء لا تعترينى فكر مقنعة بعيون الأمور * وضعت عليها نفيس الدّرر لسانا كشقشقة الأرحبى * او كالحسام اذا ما سطر و لست بامعة فى الرّجال * أسائل هذا و ذا ما لخبر و لكننى مدره الاصغرين * و جلاب خير و دفاع شرّ « 2 » ( 2 ) و دربارهء صبر فرموده است : و لربّما نطق الفتى فتنافست * فيه العيون و انّه لمموه و لربما سكت الفتى عن خصمه * حذر الجواب و انّه لمفوه

--> ( 1 ) اگر من گرفتار يكى از هاشميان شوم كه سمت دائى بودن بنى عبد المدان را داشته باشد دشمنى او را تحمّل مىكنم و ليكن بيا و ببين كه مرا گرفتار چه كسى كرده‌اند ! ( 2 ) و هرگاه براى من مشكلاتى پيش آيد با تأمل و دقّت حقايق و رازهاى آنها را بر ملا مىكنم . و اگر در خلال درستىها ، امور پوشيده‌اى ظاهر شوند كه انديشهء من به آنها نرسد در حالى كه وسيلهء حقايق امور پوشيده شده‌اند ، در آن صورت درهاى قيمتى را روى آنها قرار مىدهم . زبانى چون زبان شتر مست يا همچون شمشير برنده ، در آن وقتى كه قطعه‌قطعه كند و من آن كسى نيستم كه هر كه را در ميان مردان ببيند ، اين را و آن را گويد من با توأم ، مگر چه خبر است ! ولى من آن خطيبى هستم كه داراى زبان و دلى هستم كه خير و صلاح را جلب و شرّ و بدى را به خوبى دفع مىكند .